آمریکا افول یا فروپاشی

شما اینجا هستید

به گزارش خبرنگار كانون طلوع موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) سخنراني جناب آقاي دكتر فؤاد ایزدی در تاريخ 18/3/1399 به‌صورت وبينار و با حضور اساتيد و اعضاي اين كانون در محل موسسه امام خميني(ره) برگزار شد.
در این جلسه دکتر ایزدی موضوع بحث خود را در سه محور ارائه کردند:

  1. چيستي اعتراضات
  2. چرايي اعتراضات
  3. وظایف جمهوری اسلامی

وی چیستی اعتراضات آمریکا گفت: موضوع نژادپرستي در آمريكا چيز جديدي نيست. قبل از تاسيس آمريكا نژادپرستي را نیز داشتيم. در تاريخ آمده كه اولين كشتي برده از آفريقا به آمريكا، در سال 1619؛ يعني 401 سال پيش، به خشكي رسيد و آمريكا در سال1776 تاسيس شده؛ يعني حدود 150سال قبل از تاسيس آمريكا، ما مسئله برده‌داري را در آمريكا داشته‌ايم. يكي از دلايل تاسيس آمريكا هم اين است كه در اواخر قرن هجدهم دولت انگليس به سمت لغو اين سيستم برده‌داري رفت. برده‌دارهاي آمريكا از اين قانون خوششان نميآمد، لذا برده‌دارهاي اصلي آمريكايي دور هم جمع شدند و تصميم گرفتند كه عليه انگليس شورش كنند و اين منجر به انقلاب آمريكا شد. در راس اين مجموعه برده‌دارها جورج واشنگتن بود كه 317 برده داشت. وی كه جزء برده‌دارهاي كلان بود، رئيس جمهور آمريكا و فرمانده ارتش شد و عليه انگليس جنگید. اتفاقا جمعیت سیاه‌پوست آمریکا در مقطع تأسیس آمریکا مخالف تأسیس آن بودند. لذا تأسیس آمریکا، آزادی آمریکا را تا سال  1865به تعویق انداخت.
بنابراین از سال1776 (تأسیس آمریکا) تا 1865 برده‌داری ادامه پیدا می‌کند و در آمریکا عمر برده‌داری نزدیک به صد سال به اضافه می‌شود و در نهایت طی جنگ‌های داخلی برده‌داری رسما لغو شد. اما در عمل برده‌داری به نوع دیگری ادامه پیدا کرد و وضعیت برده‌ها بدتر شد. چون در دوران برده‌داری به برده‌ها حداقل امکانات از غذا و جای خواب داده می‌شد شب‌ها می‌توانستند استراحت کنند تا روز بعد بتوانند بهتر کار کنند اما از زمان لغو برده‌داری این‌ها همچنان برده بودند اما دیگر هیچ امکاناتی نداشتند.
این وضعیت تا دهه 60 میلادی یعنی حدود صد سال دیگر، ادامه پیدا کرد. در دهه 60 با قدرت گرفتن جنبش‌های اسلامی در آمریکا، برده‌ها نیز برخلاف مسیحیت که حالت انقلابی نداشتند، حالت انقلابی پیدا کردند. چون ظلم به برده‌ها را مسیحیت توجیه می‌کرد و می‌گفت در قبال این رنج‌ها به بهشت می‌رسید. اما اسلام دستور به مبارزه علیه ظلم را می‌دهد. لذا جنبش‌های اسلامی فضا را عوض کردند. این اعتراضات در ادامه منجر ‌ به دادن یکسری امتیازات، مثل داشتن حق رأی، ورود به کابینه و پارلمان و...، به سیاه‌پوستان شد. سیاه‌پوستان تا حدودی حق خود را از آمریکا گرفتند. اما مشکل نژاد‌پرستی همچنان حل نشد. لذا جامعه آمریکا همیشه بةخاطر نژادپرستی و تضاد طبقاتی ملتهب بود. از همین روی جامعه آمریکا همیشه نیاز به یک سیستم پلیسی خشن داشت. آن‌ها برای مصونیت نیروی پلیس قوانینی وضع کردند؛ قوانینی که حتی پلیس می‌تواند جورج فلوید را زیر زانوی خود در روز روشن خفه کند. آن‌ها چند روز اول حتی اعلام نکردند که کار او قتل عمد بوده است!
این استاد آمریکاشناسی و تحلیلگر روابط بین‌الملل در ادامه با اشاره به جایگاه پلیس در نظام آمریکا گفت: دلیلی که پلیس در جامعه آمریکا مصونیت دارد این است که اگر بخواهند با آن خشن برخورد کنند او دیگر خشونت به خرج نمی‌دهد و نداشتن پلیس خشن در آمریکا یعنی به هم ریختن ساختار موجود و فروپاشی آمریکا.
لذا این تبعیض ساختاری در آمریکا وجود دارد و نتیجه آن، این اعتراضات گسترده است.  گفته می‌شود از سال 1968 که مارتین لوترکینگ کشته شد (52 سال پیش) تا به حال تظاهرات به این گستردگی در آمریکا اتفاق نیافتاده است. نتیجه ساختاری این نژادپرستی این شده که نگاه نژادپرستانه در آمریکا ساختاری و ذاتی شد.
دولت آمریکا در سرکوب جنبش‌های اجتماعی قوی است. در تاریخ هم عمدتا این جریانات را سرکوب کرده است، اما هربار که سرکوب کرده خشم مردم گسترش یافته است. امروز نسل جدید مسلمانان آمریکا در این تظاهرات هستند، نماز جماعت هم برگزار می‌کنند، حتی سایر سفیدپوستان هم هستند.
ایشان در ادامه به چرایی شکل‌گیری این اعتراضات پرداختند و گفتند: این‌که ما شاهد چنین تظاهرات در آمریکا هستیم، به مباحث فکری باز می‌گردد. یک تئوری به نام داروینیسم اجتماعی وجود دارد، که معتقد است: لزوما نباید در جامعه به قشرهای ضعیف‌تر خیلی رسیدگی کرد. این قشرها خیلی به سیستم سرمایه‌داری کمک نمی‌کنند. لذا در داستان کرونا هم آمریکا رتبه اول مرگ و میر داشت. دلیل آن همین نگاه است که قشرهای ضعیف باید از بین بروند.
از طرف دیگر آمریکا کشور رو به افولی هست، یکی از دلایل آن افول جمعیت سفیدپوستان آن است. چون آمریکا مشهور به کشور سفیدپوست است. طبق بررسی‌های آماری جمعیت سفیدپوست آمریکا تا سال 2045 به اقلیت می‌رسد. این برای خیلی از سفیدپوست‌ها قابل هضم نیست، چون سفیدپوستان هم جنس‌گرایی دارند و زاد و ولد در آن‌ها کم است. از طرف دیگر رنگین پوست‌ها غالبا خانواده‌دوست و پرجمعیت هستند. حالا سفیدپوست‌ها دارند کارهایی می‌کنند که این روند را یا و متوقف کنند. یکی از دلایل انتخاب ترامپ هم همین بود. ادبیات ترامپ خیلی نژادپرستانه بود، او می‌گفت دور آمریکا دیوار می‌کشم و مسلمانان را بیرون می‌کنم. این خود یکی از دلایل تنش‌های نژادی در آمریکا است.
استاد فواد ایزدی در ادامه بیانات خود به وظایف جمهوری اسلامی در این باره اشاره کرد و افزود: ایران چه باید کاری کند تا به وظیفه خود عمل کند و از حالت تماشاچي خارج شود.
 نکته اول این است که این جمعیت نیاز به همبستگی دارد. لذا در سطح جهان مردم باید با این جنبش ابراز همدلی و تظاهرات کنند و نسبت به آن‌ها اعلام حمایت کنند. الآن فرصت خوبی برای اعلام حمایت و همبستگی با ملت آمریکا است. از طرف دیگر دنیا دچار یک خلأیی شده و تشنه یک حرف سومی است. چون از طرفی نظام کمونیستی فرو پاشیده و نظام سرمایه‌داری هم با چالش روبرو است. این ایران است که می‌تواند حرف سوم را بزند.
متأسفانه ما در ایران عادت کرده‌ایم که همه کارها را دولت انجام بدهد و کارهای  آتش به اختیار و خودجوش کمتر صورت می‌گیرد، در حالی‌که این نوع کارها باید به‌صورت خودجوش باشد. همان‌گونه که آمریکا علیه ما گروه اقدام راه انداخت، ما هم باید علیه آمریکا گروه اقدام راه بیندازیم. اگر این گروه وجود داشت قطعا برای این ماجرا کاری می‌کرد. در ایران علیه آمریکا حرف زیاد زده می‌شود، اما این‌که چه کسی باید در نهایت کار و عملیات را انجام دهد معلوم نیست. الآن فرصت خوبی است که اساتید مؤسسه امام خمینی ورود در این عرصه کنند و روشنگری کنند.