امام حسين(ع):هركس از روى نافرمانى و معصيتِ خداوند كارى را انجام دهد، آنچه را آرزو دارد سريع تر از دست مى دهد و به چيزي که از آن ميترسد مبتلا مى گردد.

به گزارش دفتر ارتباطات فرهنگی، حجت الاسلام و المسلمین شکروی کاشانی دبیر اجرائی بیست و دومین همایش کشوری دفتر ارتباطات فرهنگی با عنوان « حوزه انقلابی و رسالت های آن» به ارائه گزارشی پیرامون این همایش پرداخت که در ادامه متن کامل این گزارش تقدیم می گردد:

هفته‌نامه پرتو

 

شماره 862 هفته نامه پرتو سخن

چهارشنبه 26 اسفند 95

برای دریافت کامل هفته نامه، اینجا کلیک کنید

 

يادداشت

پيوندها

   قبس

 

 

 

 

معرفی دفتر پژوهش های فرهنگی قم

با تشديد تهاجم سنگين و بي امان مهاجمان فرهنگي به مباني و ارزش هاي ديني و اعتقادي و تخريب دين و انقلاب و تلاش جهت جهاني سازي ايدئولوژي غربي و بيانات مسئوليت برانگيز مقام معظم رهبري ، بيش از پيش شناسايي و برقراري ارتباط بين نيروهاي ارزشي و همسو را جهت مقابله اصولي و فراگير با اين تهاجمات امري اجتناب ناپذير مي نماياند . از اينرو حسب الامر مقام معظم رهبري«ادام الله ظله » در تاريخ 02/05/1379 دفتر پژوهشهاي فرهنگي با رياست حضرت آيت الله مصباح يزدي (حفظه الله ) كار خود را شروع و دو هدف اصلي را دنبال نمود.

 

 

اهداف، سياستها، ضرورتها و تاريخچه دفتر پژوهشهاى فرهنگى در بيان حضرت آيه‏ا... مصباح يزدى

 

انگیزه تشکیل دفتر پژوهش های فرهنگی

آنچه انگيزه اصلى تشكيل اين دفتر به نام «دفتر پژوهشهاى فرهنگى» شد و بعد هم اين‏گونه فعاليت‏ها و نشست‏ها؛ اين بود كه مدت‏ها است به خصوص بعد از رحلت حضرت امام قدس‏سره احساس مى‏شد كه تدريجا، دست‏اندركاران، اعم از مسؤولين رسمى و ساير كسانى كه نقشى در فعاليت‏هاى سياسى كشور دارند، از مسير اصلى انقلاب، كمابيش دارند زاويه باز مى‏كنند و به سمت و سوهاى ديگرى مى‏روند. اين چيزى بود كه حضرت امام قدس‏سره پيش‏بينى فرموده بودند و هميشه اظهار نگرانى مى‏كردند؛ در وصيتنامه‏شان و ساير بياناتشان هم دلسوزانه روى اين مسأله تكيه مى‏كردند كه مبادا انقلاب، دست نامحرمان و نااهلان بيفتد و بعضى از گروهها را هم اسم مى‏بردند.

به هر حال، متأسفانه شاهد بوديم كه اين زاويه‏ها تدريجا باز شد؛ كسانى كه از اول توجه كردند به اينكه بازشدن اين زاويه‏ها خطرناك است، بسيار كم بودند و هشدارهايى كه مى‏دادند، مورد توجه قرار نمى‏گرفت. بر حسب تشبيه، مثل اينكه زاويه كه اولش باز مى‏شود، چندان فاصله‏اى با خط اصلى ندارد؛ بله، سكوت در مقابل اين انحرافات را نوعى سعه صدر و مدارا و مفاهيمى از اين قبيل تلقى مى‏كردند و وقتى مثلاً تذكراتى داده مى‏شد، مى‏گفتند تنگ‏نظر نباشيد. بالاخره يك انقلابى كه با اين عظمت واقع شده، يك لوازمى هم دارد. اينها چيز قابل توجهى نيست!! هر وقت احساس خطر كرديم، جلويش را مى‏گيريم. اين، آغازِ كار بود و آنهايى كه بيشتر مسؤوليت داشتند و مى‏توانستند نقش اساسى را ايفا كنند، البته با حسن نيّت، اينها را حمل بر سعه صدر مى‏كردند و مى‏گفتند كه لازمه مديريت اين است كه با اين‏جور انحرافات هم آدم، آرام كنار بيايد و خيلى سخت‏گيرى نكند. بالاخره كار رسيد به جايى كه همه ما شاهد هستيم.
 

به هر حال، در همه شؤون انقلاب و اسلام، آسيب‏هايى وارد شد؛ در بعضى از زمينه‏ها، اين آسيب‏ها، وسيع و خطرناك است و در بعضى از زمينه‏ها، كمتر كسانى وارد ميدان شدند و قدرت را در دست گرفتند؛ در زمينه‏هاى مختلف كه يا اساسا، ايمانى به انقلاب ـ حالا چيز ديگرى تعبير نمى‏كنم ـ ايمانى به امام قدس‏سره و راه امام قدس‏سره ندارند و اگر هم ايمانى هست، ايمان ضعيفى است كه جوسازى‏ها و چيزهايى از اين قبيل كه منافع و آبرويشان را به خطر مى‏اندازد، نمى‏توانند مقاومت كنند و در مقابل اينها تسليم مى‏شوند. ما امروز شاهد مسائلى در كشور هستيم كه اگر حتى در اواخر زمان حضرت امام قدس‏سره هم، كسى احتمال وقوعش را مى‏داد، به او مى‏خنديدند؛ مگر همچنين چيزى ممكن است كه در اين كشور، در اين كشورِ انقلابى، چنين چيزهايى واقع شود؟! ولى آن‏قدر آرام آرام اينها پيش رفت و هيچ حائل و مانعى در مقابل خودش نديد كه امروز، انكار ضروريات دين، خيلى عادى شده است، امام راحل اين ايستادگى را شفاف كرد، روشن كرد، جلا داد و مردم را به آن مسؤوليت‏هايشان بيشتر توجه داد؛ همين است كه در مقابل انحرافات، هيچ‏كس حق سكوت ندارد به‏خصوص عالمان. «و ما اخذ الله على العلماء ان لا يقاروا على كظة ظالم و لا سغب مظلوم».

 

فلسفه گردآمدن طلاب انقلابى در دفتر
با توجه به اين مسؤوليت‏ها، چند نفرى از طلبه‏ها به فكر افتادند كه يك حركتى در جهت انجام اين وظايف اجتماعى انجام دهند و مدت‏ها فكر كردند كه ما با كمبود عِدّه و عُدّه و نداشتن هيچ‏گونه امكانات، چه كار مى‏توانيم بكنيم و در بين كارهايى كه مى‏شود كرد، كدامش مهمتر هست؟
بالاخره به اين نتيجه رسيدند كه در تمام شهرهاى كشور، مردم نقاط مختلف، به اسلام و انقلاب بسيار علاقمندند، منتهى هر كدام تنها تنها خودشان را در مقابل يك انبوهى از مشكلات و صاحبان قدرتى مى‏بينند كه از خط اسلام و انقلاب منحرف شده؛ هر كسى تنها خودش را با اين انبوه مسائل مقايسه مى‏كند و مى‏بيند كارى نمى‏شود كرد. اين دوستان به اين فكر رسيدند كه اشكال ما اين است كه اين افراد با وسعت جمعيتى كه دارند و امكانات پراكنده‏اى كه دارند، اشكال اصلى‏شان اين است كه پراكنده هستند. اگر اين نيروهاى متعهدى كه در اطراف كشور، در همه اقشار وجود دارند، اينها همديگر را بشناسند و با هم ارتباط برقرار كنند و فعاليت‏هايشان را متمركز كنند و جهت دهند، در مقابل قدرت‏هاى ديگر، دست بالا را خواهند داشت، ديگران از تبليغات و شارلاتانى استفاده مى‏كنند و الا قدرت زيادى هم ندارند. بله، وقتى بودجهمملكت در دستشان قرار گرفت، قدرت در دستشان قرار گرفت، سوءاستفاده مى‏كنند و مى‏تازند والا خودشان چيزى نيستند. خلاصه مشكل اين است كه آنها اقليتى هستند متشكل، در مقابل اكثريت فراوان پراكنده.
 

عدم تشكل اكثريت ديندار
البته در اين اكثريت هم، گوشه و كنار گروه‏هاى سياسى، حزبى و گروه‏هاى مذهبى وجود دارد كه كمابيش تشكل‏هايى دارند. اما باز اشكال اين است كه بسيارى از نيروها هم صرف اصطكاك مى‏شود، حتى مثلاً در يك شهرى، اگر سه گروه مذهبى علاقمند به انقلاب باشند، ناخودآگاه نيروهايشان صرف اصطكاك مى‏شود و برآيندى برايش نمى‏ماند. به هر حال، تصميم گرفته شد كه اقدامى كه هم اهمّ به نظر مى‏رسد و هم با امكانات ناچيز ما قابل اجرا هست، سعى در آشنا كردن اين گروه‏ها با همديگر و پيونددادن آنها به همديگر مى‏شود. طبعا اين وحدت ارتباط، ناچار بايد بر يك مبنايى استوار باشد (چه اينكه در غير اينصورت) نتيجه مطلوبى ندارد.
 

پى‏ريزى ارتباطى بر پايه دينمدارى
جوابش روشن بود كه ما بايد وحدتمان را بر اساس باورها، فرهنگ و ارزش اسلامى تقويت كنيم (كه به فرموده مقام معظم رهبرى، فرهنگ كه ما مى‏گوييم؛ منظور عقايد و اخلاق، باورها و ارزش‏هاى اسلامى است) اينها شفاف‏تر شود، در اعماق دل‏ها نفوذ بكند، برجسته شود و مورد توجه قرار بگيرد، كه در اينصورت عامل وحدت در جامعه خواهد شد. يعنى ابتدا ما يك آشنايى و ارتباط فيزيكى بايد بين گروه‏ها برقرار كنيم، ولى اين ارتباط در صورتى پايدار و منتج خواهد بود كه بر اساس ايمان به خدا باشد.
به هر حال، اساس هدف اين دفتر اين بود كه بر اساس تقويت باورها و ارزشهاى اسلامى بين گروه‏ها، تأليف و هماهنگى ايجاد كند. در اين راستا فعاليت‏هايى انجام گرفت و نشست‏هايى هم در طول چند سالى كه اين دفتر تشكيل شده، برگزار شد.
 

راهبرد دفتر پژوهشها

الف) برقرارى خط ارتباط
البته همان‏طور كه اهداف ما ايجاب مى‏كند، ورود در مسائل خاص، هدف ما نيست. ما يك گروه خاص سياسى در عرض گروه‏هاى سياسى ديگر نيستيم، نمى‏خواهيم در كنار آنها بر تعداد فعاليت‏هاى سياسى يا گروه‏هاى سياسى افزوده شود. اگر پنجاه تا بود، حالا اين هم يكى بشود پنجاه و يكى، ما خادم ساير گروه‏ها هستيم، منظور اين است كه يك خط رابطى، يك نخ رابطى بين آنها باشيم، نه اينكه فعاليت مستقلى انجام بدهيم.
 

ب) روشنگرى
بنابراين وظيفه ما بر اساس كارى كه در زمينه روشنگرى بر عهده گرفتيم، ايجاب مى‏كند كه اولاً جلب توجه همه مردم به خصوص كسانى كه در سطح نخبگان و فرزانگان هستند بنمائيم. چون بسيارى از مردم متدين هستند كه به خصوص بعد از اين سرخوردگى‏هايى كه اخيرا پيدا كردند، ديگر چندان علاقه‏اى به ورود در كارهاى سياسى و فعاليت‏هاى سياسى ندارند. اينها مى‏گويند اين همه زحمت كشيديم، آخرش چى شد؟ وظيفه ما متوجه‏كردن به اين است، هر كسى در هر شرايطى باشد، بايد وظيفه خودش را بداند و بشناسد و عمل كند و در كارهاى سياسى ـ كه از واجب‏ترين كارهايى است كه بر عهده مسلمان‏ها است ـ دخالت كند. اين چيزى بوده كه قرن‏ها مورد غفلت بوده حضرت امام قدس‏سره اين را زنده كرد و توجه همه مردم را به آن جلب كرد. تغافل از اين وظيفه و شانه خالى‏كردن، به هيچ‏وجه، نه پيش خدا و نه پيش خلق خدا مقبول نيست، جلب توجه به اين مسأله اولين كارى است كه بايد بكنيم تا مردم سرد نشوند از مشاركت در فعاليت‏هاى سياسى. دوم توجه‏دادن به اينكه نقطه‏ضعف‏هايى كه ما را به اينجا كشانده، در گذشته چه چيزهايى بوده است؟ چطور شد كه انقلاب از مسير خودش منحرف شد و اين ميوه‏هاى تلخ را به بار آورد؟ البته در كنار اينها ما هيچگاه فراموش نمى‏كنيم بركات انقلاب را، اگر انقلاب نبود، من و شما كجا بوديم؟ چه چيزى از اسلام پيش ما مانده بود؟ خدا انشاءالله آنا فانا بر علوّ درجات امام قدس‏سرهبيفزايد، مقامات شهداى ما را بالاتر ببرد، ما هميشه مديون آنها هستيم، ولى منظور اين است كه از آنچه هدف اصلى بود، كنار افتاديم. خيلى چيزها را از دست داديم، فرصت‏ها را از دست داديم. نگران اين هستيم كه فرصت‏هاى ديگرى هم از دست برود و ما هم مسؤول باشيم، چون عدم مشاركت و عدم فعاليت جدّى در يك عرصه‏اى كه فعاليت مى‏طلبد، خودش گناه هست از دست دادن فرصت، گناه است.
 

تكليف، وظيفه است، نه كسب نتيجه
به هر حال، ما به مقتضاى وظيفه‏اى كه داريم ـ كه به هر حال روحانى بيشتر بايد مردم را هشدار بدهد و توجه بدهد ـ احساس مى‏كنيم كه اين وظيفه، قبل از ديگران به عهده ما هست. اين كار، چه به نتيجه مطلوب برسد و چه نرسد، وظيفه ما را تغيير نمى‏دهد. ما بايد آنچه را تشخيص مى‏دهيم كه اسلام از ما مى‏خواهد و قلب مقدس ولى عصر«عج» به آن راضى هست، آن را القاء كنيم. اما نتيجه چه شد، ما به فرموده امام قدس‏سره ما مرد وظيفه هستيم، ما مسؤول (كسب) نتيجه نيستيم. در صدر اسلام و در دوران ائمه اطهار(ع) هم هميشه كارها بر روال مطلوب آن بزرگواران نبوده، ولى هيچ‏گاه آنها هم از وظيفه خودشان شانه خالى نمى‏كردند. ما يك وظيفه‏اى داريم و آن اينكه مردم را هشيار كنيم، ملاك‏ها را بيشتر تقويت كنيم، آسيب‏ها را روشن كنيم و سعى كنيم مردم در جهتى حركت كنند كه به نفع اسلام و انقلاب باشد. حالا چقدر از ما بپذيرند و عمل كنند، آن ديگر ما مسؤولش نيستيم، ما مسؤول گفتن و بيان كردن و تشويق و هدايت هستيم، البته به شرط اينكه خودمان واقعا از بند هوى و هوس رهيده باشيم و جز انجام وظيفه، قصدى نداشته باشيم، ناخودآگاه دنبال قدرت نباشيم، دنبال منافع شخصى و گروهى نباشيم، اينها بندِ دامهاى شيطانى است كه سر راه هر انسانى وجود دارد و ما دائما در حال آزمايش هستيم كه چقدر مى‏توانيم از اين بندها رهايى پيدا كنيم و خالصا مخلصا براى اسلام و انقلاب قدم برداريم. اميدواريم با توسل به ذيل عنايت آن بزرگوار، همه ما به راهى هدايت و رهنمون شويم كه مرضى آن بزرگوار است و مورد عنايت و امداد ايشان قرار بگيريم.
 

«والسلام عليكم و رحمه‏الله و بركاته»..