صفحه اصلی ورود جستجو ارتباط با ما
امام حسين(ع):هركس از روى نافرمانى و معصيتِ خداوند كارى را انجام دهد، آنچه را آرزو دارد سريع تر از دست مى دهد و به چيزي که از آن ميترسد مبتلا مى گردد.

هفته‌نامه پرتو

 

شماره 862 هفته نامه پرتو سخن

چهارشنبه 26 اسفند 95

برای دریافت کامل هفته نامه، اینجا کلیک کنید

 

يادداشت

گفتگوی صمیمی دکتر رحیم پور با جوانان (بخش اول)
شاخص‌هاي انقلابي‌گري از نگاه امام خميني(ره)
بيانات ر‌هبر معظم انقلاب
محمدرضا باقرزاده
عبدالصالح شمس‌اللهي

پيوندها

   قبس

 

 

 

 

لانه جاسوسی آمریکا فقط مختص بررسی وضعیت ایران نبوده است

به گزارش دفتر ارتباطات فرهنگی ، حضور ایالات متحده آمریکا در ایران، اهداف و جنبه های مختلفی داشته است. در دورانی که جهان با دو قطب قدرت شرق به رهبری اتحاد جماهیر شوروی و غرب به رهبری ایالات متحده آمریکا شناخته می‌شد، هر دو قدرت در کشورهای حوزه نفوذ خود سعی در کنترل و نظارت بر رقیب خود و گروههای حامی آن داشتند.

با توجه به نزدیکی و همسایگی کشور ما با قدرت شرقی، ایران عصر رژیم پهلوی در حکم دیده‌بان فعالیتهای رهبری بلوک شرق و گروههای جانبدار آن بود.

به گونه ای که پایگاههای جاسوسی سازمان سیا در شمال و جنوب ایران وجود داشت. شاید نوع رابطه رژیم ایران در آن دوره، همچون اهرمی بود که آمریکا در تقابل با همسایه شمالی ایران از آن بهره می برد. اگرچه شوروی و حامیان آن در ایران نیز بر فعالیتهای آمریکا در ایران و حتی جاسوسی برای شوروی نیز فعالیت میکردند.

در واقع دو طرف نه فعالیتهای خود در ایران بلکه تحرکات خود در دیگر مناطق دنیا را زیر ذربین داشتند.

در این بین ایران به آمریکا این ظرفیت را داده بود که تحرکات و اقدامات شوروی را هم در داخل فضای جغرافیایی آن و هم در عرصه فضای ایدئولوژیکی آن تحت نظر داشته باشد و از این راه واکنشها و فرصتهای خود را در مقابل این اقدامات بهتر طرح ریزی کنند. اسناد لانه جاسوسی به دست آمده نمونه متقنی است که در این زمینه می توان به آنها رجوع کرد. این اسناد هم عملکرد بلوک کمونیستی را و هم واکنشهای رهبری بلوک غرب را نشان می دهد.

آمریکا در این اسناد هم خطرات شوروی برای خود را پی می گرفت و هم فرصتهای حاصل از ضعف اتحاد جماهیر شوروی را تبیین می کرد. بررسی این اسناد نشان می دهد که آمریکا فعالیتهای جاسوسی خود را بر جزئی ترین تحرکات این ابرقدرت به ویژه در اقمار خود تحت نظر داشته است. نظارت بر کشورهای بلوک شرق، بررسی سیستمهای جاسوسی اتحاد جماهیر شوروی، اقدامات ضد آمریکایی آنها و مواردی از این قبیل روایت اسناد لانه جاسوسی از شوروی است.

دیدگاه ایالات متحده درباره شوروی

ویلیام سولیوان در خاطرات خود نصب دستگاههای جاسوسی در شمال ایران را از موفقیتهای وصف ناپذیر سیا و آمریکا در ایران ارزیابی می کند که به آنها این امکان را می داد تا فعالیتهای جاسوسی و نظامی شوروی را در سراسر خاک این کشور رصد کنند.

1 یکی از مهم ترین ارزشهای اسناد لانه جاسوسی این است که سری ترین نگرشهای ابرقدرت بلوک غرب را درباره رقیب خود بیان کرده است. آمریکا با این اسناد به شناخت خود از زاویه نگاه دشمن دست می یافته است. چنانکه در این اسناد آمده که از نظر شوروی، ایالت متحده "دشمن اصلی" است و دستگاههای اطلاعاتی این کشور با رویکرد تطمیع مادی شهروندان آمریکا، از آنها برای رخنه در نهادهای این دشمن اصلی استفاده می‌کردند.

نکته قابل تامل اینکه، بیشترین تمرکز اسناد لانه جاسوسی در مورد شوروی بر روی نهادهای جاسوسی آن، به ویژه کا.گ.ب بوده است که به سلسله مراتب آن و نیروهای آن در نهادهای مختلف در خارج از شوروی اشاره می کند.2در واقع از نظر آمریکاییها شوروی درصدد بود برنامه ای جهانی و فراتر از مرزهای آمریکا بر علیه این کشور به صورت مخفیانه راه اندازی کند.

بر اساس این اسناد متوسط اتباع شوروی در کشورهای دنیا که مامور کا.گ.ب بوده‌اند، 75 درصد است. کار در پوشش نهادهای بین المللی به ویژه ارگانهای وابسته با سازمان ملل متحد از دیگر ابزارهای جاسوسی شوروی در خاک آمریکا بوده است.3 در ارتباط با جاسوسی گسترده شوروی، آمریکاییها به این نکته پی بردند که در هیچ گوشه‌ای از دنیا مصون از نفوذ نیستند.

در این اسناد، آمریکاییها خطرپذیری گروههای مختلف شهروندان خودشان را در برابر نفوذ جاسوسان شوروی بیان داشته اند.

به عنوان نمونه، بازرگانان و دانشجویان به عنوان آمریکاییهای غیر رسمی ممکن است با ارائه پاداشهای مالی حاضر به فروش اطلاعات فنی و کالا به شوروی شوند. بر مبنای این اسناد خطر شوروی در دو گام مورد توجه آمریکاییها بوده است: تلاش برای جاسوسی داخل خاک آمریکا و تلاش برای نفوذ در نهادهای خارج از امریکا و به ویژه کشورها اروپایی. بر اساس اطلاعات اسناد، شوروی جاسوسان زیادی در قالب ماموریتهای دیپلماتیک وارد ایران کرده بود که توانسته اند با مخالفین شاه، به ویژه توده ایها تماس برقرار کنند.

آمریکا مخاطرات احتمالی ناشی از فعالیتهای جاسوسی خود در ایران را برای این کشور نیز دور از ذهن نمی پنداشت. از این رو حاضر بود به حمایت حساب شده خود از شاه پهلوی استمرار ببخشد و از این طریق شوروی را زیر سیطره جاسوسی خود داشته باشد.

بعد دیگری که در این اسناد در ارتباط با شوروی مورد تمرکز بوده، بررسی روابط این ابر قدرت با کشورهای دیگر است. روابط با مصر، عراق و برگزاری جشن پیروزی بر آلمان نازی در اسرائیل که احتمال برقراری روابط دیپلماتیک بین دو طرف می رفت، در این اسناد اشاره شده است.

همچنین آمریکاییها در اسناد خود بیان داشته اند که پس از پیروزی انقلاب اسلامی ورود نظامی شوروی به خاک افغانستان و بی ثباتیهای ناشی از سرنگونی رژیم در ایران می تواند زمینه گسترش فعالیتهای حامیان این قدرت را در ایران در خلا قدرت به وجود آمده فراهم کند.

بر اساس این اسناد، دولت آمریکا درصدد بود یک منفذ که عمدتا جنبه تبلیغاتی در داخل ایران داشته باشد، به ویژه یک روزنامه را به دست آورد تا کنترل کامل آن را به دست داشته و از این طریق بتواند ضمن تحمیل خط مشیهای خود، دخالت شوروی در منطقه را افشا کرده و با آن مخالفت کند.5

منبع:موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران