صفحه اصلی ورود جستجو ارتباط با ما
امام حسين(ع):هركس از روى نافرمانى و معصيتِ خداوند كارى را انجام دهد، آنچه را آرزو دارد سريع تر از دست مى دهد و به چيزي که از آن ميترسد مبتلا مى گردد.

هفته‌نامه پرتو

 

شماره 862 هفته نامه پرتو سخن

چهارشنبه 26 اسفند 95

برای دریافت کامل هفته نامه، اینجا کلیک کنید

 

يادداشت

گفتگوی صمیمی دکتر رحیم پور با جوانان (بخش اول)
شاخص‌هاي انقلابي‌گري از نگاه امام خميني(ره)
بيانات ر‌هبر معظم انقلاب
محمدرضا باقرزاده
عبدالصالح شمس‌اللهي

پيوندها

   قبس

 

 

 

 

دستاوردهای سیاسی انقلاب اسلامی؟

به گزارش دفتر ارتباطات فرهنگی ، در 22‏‎‎‏ مهر ‏‎‏‎1357امام خمینی(ره) در پاریس در مصاحبه با فیگارو برای اولین بار در خصوص نوع نظام سیاسی آینده از «جمهوری اسلامی» نام بردند و در توضیح خصوصیات آن فرمودند که "حکومت جمهوری اسلامی مبتنی بر ضوابط اسلام، متکی به آرای ملت" خواهد بود.جمهوریت نماد مردم سالاری و اسلامیت نماد خدامحوری.موفقیت در استقرار این الگو،به معنای رد ادعای معتقدان به جدایی دین از سیاست و اثبات این مسأله مهم است که خدامحور بودن با مردم سالار بودن منافاتی ندارد. الف) در ابعاد داخلی

1- تأسیس نظام مردم سالاری دینی در ایران و موفقیت در تلفیق دین و سیاست: تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران؛ اولاً نقشی سیاسی اجتماعی برای دین قائل نبودند و ثانیاً متأثر از ایدئولوژی لیبرالیسم، لازمه مردم سالار بودن را حذف خداوند و دین از عرصه زندگی و بویژه حوزه سیاست، می دانستند. امام خمینی(ره) نهضت خود را درست در نقطه مقابل این دو تصور رایج شروع کردند. به گونه‌ای که ایشان در اولین بیانیه مبارزاتی شان در 15 ارديبهشت 1323 با شروع بیانیه خود با آیه شریفه «قُلْ انَّما اعِظُكُم بِواحِدَةٍ أنْ تَقُومُوا لِلّهِ مَثنى‏ وَ فُرادى» مردم را به قیام برای خدا فراخواندند. قیام برای خدا، قیامی که مبتنی بر حضور مردم در صحنه باشد، دو نکته و گزاره اصلی در این آیه شریفه است که دقیقا در نقطه مقابل آن دو باور رایج قرار دارند و مورد تأکید امام(ره) بودند.

در 22‏‎‎‏ مهر ‏‎‏‎1357 نیز ایشان در پاریس در مصاحبه با فیگارو برای اولین بار در خصوص نوع نظام سیاسی آینده از «جمهوری اسلامی» نام بردند و در توضیح خصوصیات آن فرمودند که "حکومت جمهوری اسلامی مبتنی بر ضوابط اسلام، متکی به آرای ملت" خواهد بود. جمهوریت نماد مردم سالاری و اسلامیت نماد خدامحوری. موفقیت در استقرار این الگو، به معنای رد ادعای معتقدان به جدایی دین از سیاست و اثبات این مسأله مهم است که خدامحور بودن با مردم سالار بودن منافاتی ندارد.

2- تثبیت تمامیت ارضی و هویت سرزمینی ایران: یک ویژگی پایدار در تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی معاصر ایران دخالت، نفوذ و تهاجم خارجی بوده است که نقض تمامیت ارضی و هویت سرزمینی ایران را در پی داشته است. درواقع، جنگ‌های اول و دوم ایران و روس در عهد قاجار و شکست ایران در این جنگ‌ها سرآغازی برای نفوذ و دخالت بیگانگان در تعیین مقدورات ملت بود.

پس از جنگ های ایران و روس، نفوذ غربی ها در ایران رو به فزونی گرفت؛ مطابق با قرارداد ترکمانچای، روس ها متعهد شدند که از هر یک از فرزندان ایل قاجار که در ایران به سلطنت می رسند، حمایت کنند. از این رو، روس ها در دربار قاجار دارای نفوذ بالایی بودند.

انقلاب مشروطه نیز نقطه عطفی در بسط نفوذ روس و انگلیس در ایران بود. این انقلاب منجر به قدرت‌گیری روشنفکرانِ فراماسونِ سکولارِ وابسته به انگلیس شد و این به معنای کاهش قدرت دربار در حیات سیاسی ایران و به تبع آن کاهش نفوذ روس ها در ایران بود.

بنابراین، روس ها به مخالفت با انقلاب مشروطه در ایران پرداختند، به گونه ای که مجلس اول مشروطه را به توپ بستند. روس ها در اقدام بعدی خود با اولتیماتوم به دولت ایران برای اخراج مستشار آمریکایی، مورگان شوستر از ایران، دولت ایران را تحت فشار قرار دادند و عملاً موجب تعطیلی مجلس دوم مشروطه شدند. روس و انگلیس در اقدام بعدی خود، با انعقاد قرارداد 1907 ایران را به سه منطقه تقسیم کردند و سپس با انعقاد قرارداد 1915، نیروهای قزاق تحت رهبری روسیه و پلیس جنوب تحت رهبری انگلیس برای حفاظت از منافع خود در ایران تشکیل دادند.

در مقطع بعدی، دخالت یگانگان موجب روی کارآمدن حکومت دیکتاتوری رضاخان پهلوی شد که در واقع، تمامی دستاوردهای انقلاب مشروطه را به طور کامل از بین برد و آنگاه که در جریان جنگ جهانی دوم، رضا شاه اندکی از خود استقلال عمل نشان داد، وی را برکنار و پسرش را به جای وی به سلطنت نشاندند و حتی خاک ایران را اشغال کردند.

کنفرانس تهران با حضور رهبران امریکا، شوروی و انگلیس؛ یعنی روزولت، استالین و چرچیل برای تعیین خروج از ایران و همچنین تعیین ترتیبات حاکم بر جهان پس از پایان جنگ تشکیل شد و در شرایطی که طبیعتاً می بایست دولت ایران در این کنفرانس یک طرف مذاکره می بود، آنها حتی اجازه ندادند که شاه ایران در این مذاکرات شرکت و در جریان روند مذاکرات قرار بگیرد. با این وجود، متفقین نیروهای خود را حتی پس از پایان جنگ تا مدت ها در خاک ایران نگه داشتند.

در همین اوضاع و احوال، روسیه و آمریکا همزمان با هم تقاضای امتیاز نفت شمال ایران را داشتند که تقاضای آنها از سوی ایران رد و در همان زمان جرقه های ملی شدن صنعت نفت در مجلس چهاردهم زده شد. ... صنعت نفت در ایران ملی شد اما آنگاه که دکتر مصدق می رفت تا ضربه کاری خود را بر پیکر امپراتوری انگلیس وارد آورد، با تحریم نفتی غربی ها و شوروی مواجه شد و سرانجام با کودتایی که از سوی عوامل سازمان سیا و با هماهنگی های صورت گرفته میان امریکا و انگلیس صورت گرفت، حکومت مردمی دکتر مصدق سرنگون شد.

از این زمان به بعد، نفوذ امریکا در ایران به طور بی سابقه ای افزایش می یابد، به گونه ای که ایران به عضویت پیمان سنتو درآمده و پس از آن، قرارداد دوجانبه دفاعی میان ایران و امریکا منعقد می شود. از این به بعد، ‌در چارچوب دکترین دوستونی نیکسون - کیسینجر، نقش ژاندارمی منطقه از سوی امریکا به ایران و اگذار می شود و در واقع، ایران به عاملی جهت تأمین منافع امریکا در منطقه تبدیل می شود که حاصل این امر برای ایران، ‌جدایی بحرین و ادعاهای امارات در خصوص جزایر سه گانه و... است.

امریکا پس از این و در شرایطی که حوادث انقلاب اسلامی در ایران اوج گرفته بود، از اقدامات وحشیانه دژخیمان رژیم شاه حمایت می کرد، به گونه ای که کارتر، رئیس جمهور امریکا از اقدامات سرکوبگرانه رژیم شاه در به خاک و خون کشیدن قیام 17 شهریور مردم تهران حمایت به عمل آورد. کارتر در اقدام بعدی خود از نخست وزیری بختیار حمایت کرد و حتی از سوی امریکا ژنرال هایزر نیز روانه تهران شد تا برای حفظ ساختار ارتش و نهاد سلطنت در ایران، کودتایی در ایران انجام دهد که موفق نمی شود.

منبع:سایت تحلیلی بصیرت